آخرین پست سال 92!!!!!!!!
سلام و صد تا سلام به دختر یکی یدونه ی خودم امروز اگر خدا بخواد آخرین روز کاری من در سال 92 هست.کلی تلاش کردم واسه ی اینکه آخر سال خوبی داشته باشیم که به لطف خدای مهربون و پا قدم تو گل مهربونم تو این 4 سال ،خدا رو شکر خوب بود.... از اول هفته همش میگی مامان پس کی عـــــــــــــــــــــــید میشه تو سرکار نری؟ الهی قربون اون دل مهربونت بشم منم هر روز برات روزا رو میشمردم تا امروز که خودت صبح بیدار شدی و گفتی مامان امروز بری دیگه شب بشه بخوابیم صبح بشه دیگه نمیری مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم تو بغلم فشارت دادم و موهای مخملیت رو مالیدم به صورتم و گفتم:نــــــــــــــــــــــــه! و اون موقع بود که حس کردم هر چی شادی تو دنیاست جمع شد تو...
نویسنده :
عاطفه محمدی مجد
9:29









